ملا محمد مومن كرمانى

476

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

عرض نمودند كه : چنانچه اين وجه به جهت امير شهداد مىرفت - يا اين كه پيرمحمد را مىفرستاديم - احتمال داشت كه جرأت ايشان زياد شده ، و باز به طمع افتاده عزيمت اين ولايت نمايند - حال كه خبر قتل او شهرت مىيابد - البته موجب خوف و هراس امير شهداد و طايفه بلوچ شده ، و قدم جرأت به سمت اين حدود پيش نخواهند گذاشت ، و آن وقت هم كه امير شهداد وارد اين مرزوبوم شد از قضاياى فلكى چنين مقدر شده بود ، و چنين امرى اتفاقى بود . الحمد لله قريب سى چهل هزار نفر مرد مستعد در همين شهر حاضر است كه اقلا بيست هزار جوان صاحب اسب و سلاح مىباشند « 1 » ، و بيست هزار نفر نيز از ايلات و احشامات دست به هم مىدهد كه هرگاه امير شهداد - يا ديگرى - چنين اراده و عزيمت نمايند ، شما تمشيت امر مزبور و تنبيه اشرار را محول به اهتمام اين پير ضعيف بگذارند - و خود متوجه تماشا باشيد . فى الحقيقه در آن اوقات از محالات تابعه دارالامان كرمان ، و اصل بلده ، بدون اغراق ، چنانچه جمعيت مىنمودند - موازى سى هزار نفر جوان قدرانداز از ايلات و احشامات و ساير سكنه و متوطنين به عمل مىآمد ، كه همگى در جلادت و مردانگى وحيد عصر و فريد زمان مىبودند - ليكن در امرى كه تقدير الهى جارى شده باشد ، با قضا ، كوشش نمىتوان كرد . بارى به سخنان دليرانه ، غبار توهم و تكدر از خاطر بندگان خان زدوده و در جميع امور ، به نهجى كه قرار يافته بود - بندگان معظم اليه معمول داشته ، در خصوص هر امرى از امور ، جزوى و كلى ، [ ] به تمشيت آن اشتغال مىفرمودند .

--> ( 1 ) - بيست هزار اسب ؟